امروز: 2026/06/09 ساعت : 01:41
  • گیمر
  • راهنمای قدم به قدم بازی سفر به سیبری 2

    درود به شما عزیزان و همراهان وبسایت غلغله در این پست راهنمای قدم به قدم بازی سایبریا 2 را اماده کردیم امیدواریم بتوانیم دوستانی که درخواست راهنمای این بازی را داده بودند را راضی کنیم با ما در ادامه مطلب همراه باشید…

    قسمت اول

    قطار

    هانس در انتهاى قطار مشغول کار است . به آنجا رفته و با او صحبت کنيد . به سمت ديگر قطار برويد . در طول مسير اسکار با شما تماس گرفته و مى گويد به ايستگاه رومانسبورگ رسيده ايد . قبل از ادامه مسير بهتر است تلفن هاى زده شده را کنترل کنيد . “براى اين کار با راست کليک روى تلفن همراه کليک کرده و از کليدهاى حافظه ( فلش هاى بالا و پايين ) استفاده کنيد . “

    ايستگاه رومانسبورگ و مغازه کنلل از قطار خارج شويد . با کلنل گواچف صحبت کنيد . وارد مغازه روبرو شويد و بار ديگر با کلنل صحبت کنيد . ” رومانسبورگ آخرين ايستگاه قبل از رسيدن به طبيعت وحشى سيبرى است ” . از مغازه خارج شده و در ابتداى قطار اسکار را ملاقات کنيد . با او صحبت کنيد .

    به سمت دستگاه کوک کننده قطار برويد . چرخ را بچرخانيد ، سپس دسته را بکشيد و بار ديگر چرخ را بچرخانيد . دوبار ه با اسکار صحبت کنيد . براى ادامه مسير نياز به ذغال سنگ داريد . برگرديد و اهرم ماشين انتقال ذغال سنگ ( قبل از مغازه ) را بکشيد ، ذغال سنگى وجود ندارد که به قطار انتقال دهيد . در پايين پل نيز شما دختربچه اى به نام مالکا را مى بينيد با او صحبت کنيد .

    براى تهيه ذغال سنگ به محله پايينى شهر برويد . براى رفتن به محله پايينى ، به سمت دروازه که در انتهاى سمت راست قطار قرار گرفته برويد و آن را امتحان کنيد . با کليک روى سوراخ کليد متوجه مى شويد قفل است .

    به مغازه باز گرديد و با کلنل راجع به مشکل خود صحبت کنيد . ” کليد دروازه گم شده است “. در اطراف جستجو کنيد و از دختربچه اى هم که در زير پل ديديد سوالى بکنيد و به مغازه برگرديد . در کنا ر در ، ماشين آب نبات را امتحان کنيد . در پيشخوان کنارى ، يک ماشين آب نبات خراب قراردارد ، کليد کنار آن را برداريد . حال به سمت ماشين هاى سالم آب نبات باز گرديد . کليد را روى اولين ماشين از سمت راست اعمال کنيد . سکه ها را از داخل ماشين برداريد . *با راست کليک سکه ها در بالاى صفحه ظاهر مى شوند .* سکه پنجم از سمت چپ را داخل ماشين سمت چپ بياندازيد و دسته را بچرخانيد ، شکلات هاى رنگى را برداريد . سکه دوم از سمت چپ را نيز داخل ماشين وسط انداخته و آب نبات هاى ماهى را برداريد . با کليد ، در ماشين را باز کرده و سکه هاى خود را برداريد . از مغازه خارج شده و به سمت دستگاه ماشين انتقال ذغال سنگ برويد و با مالکا صحبت کنيد . با انداختن آب نبات هاى رنگى براى مالکا ، او کليد دروازه را با بادکنک براى شما میفرستد . با کمک اين کليد دروازه را باز کرده و پايين برويد .”رئيس کيت درنيويورک براى يافتن او کاراگاهى به نام نيک کانتين را استخدام مى کند ” .

    محله پايين شهر

    دستگاه انتقال ذغال سنگ زير پل را امتحان کنيد . در سمت ديگر مالکا را خواهيد يافت . با او صحبت کنيد . ” برادران بورگوف مى دانند دستگاه انتقال ذغال سنگ چگونه کار مى کند . ” در سمت چپ به بخش پايينى دستگاه انتقال ذغال سنگ مى رسيد . کليد قرمز را فشار دهيد . “دستگاه نياز به سوخت دارد ” . ظرف قرمز رنگ خالى را برداريد . در روبروى جايى که مالکا ايستاده کافه سيرکاس قرار دارد .

    کافه سيرکاس

    با سيرکاس صحبت کنيد .” او هانس را مى شناسد و مى خواهد اسب هايش توسط او تعميرشوند ” . سپس اسبهاى مکانيکى را امتحان و بار ديگر باسيرکاس صحبت کنيد .” او حاضر به همکارى نيست ” . مسير را ادامه دهيد . روى آخرين پوستر کليک کنيد تا پوستر را پاره کرده و وارد خانه براردان بورگوف شويد .

    خانه برادران بورگوف

    روى صندوق بزرگ وسط محوطه کليک و قفل آن را باز کنيد تا يوکى فرار کند . برادرکوچکتر يعنى ايوان به دنبال آن مى رود .
    کمى جلوتر برروى يک بشکه يک ظرف پر از سوخت قرمز رنگ قرار دارد . با کليک روى آن ظرف خالى خود را جايگزين کنيد . با برادر بزرگتر يعنى ايگور صحبت کرده تا ايوان شما را بيرون کند . مسير را ادامه دهيد . دستگاه کنار پل را امتحان و از پل عبور کنيد . ” اين مسير به دير ختم مى شود” . باز گرديد تا به دستگاه انتقال ذغال سنگ برسيد . گازوئيل را در دستگاه ريخته و کليد قرمز را فشار دهيد . ” دستگاه شروع به کارمى کند ” . بارديگر با مالکا صحبت کنيد . حالا مى توانيد به بالا برگشته و اهرم دستگاه را بکشيد . ذغال سنگ به قطار انتقال مى يابد . اسکار به سمت شما مى آيد . ” هانس ناپديد شده است ” . بار ديگر پايين رفته و با مالکا صحبت کنيد : ” هانس پيش سيرکاس رفته است “. به کافه سيرکاس برويد .

    کافه سيرکاس

    ” هانس درحال هذيان گفتن است ” . با هانس صحبت کنيد . سپس با اسکارصحبت کنيد . ” هانس نياز به دکتر دارد” .
    بار ديگر پايين رفته و با مالکا صحبت کنيد : ” راهبان دير و کشيش با دارو مى توانند به هانس کمک کنند ” . با سيرکاس صحبت کنيد. ” دير قوانين عجيبى در مورد بيماران دارد و مالکا مى تواند در اين مورد کيت را راهنمايى کند ” . با مالکا صحبت کنيد : ” براى ورود به دير ابتدا بايد روى صورت بيمار پارچه اى قرار داد و پارچه را به دير برد ” . پارچه مخصوص اين کار در دستگاه کنار پل قرار دارد . مالکا وسيله باز کردن دستگاه را به شما مى دهد . از مسير سمت چپ تا پل رفته و سکه را روى دستگاه اعمال کنيد . با کشيدن اهرم در دستگاه باز مى شود . يک پارچه برداشته و نزد هانس باز گرديد .

    قطار

    پارچه را روى صورت هانس اعمال کنيد .

    مغازه کنلل

    به مغازه رفته و با کلنل صحبت کنيد . او نردبان را براى شما پايين مى آورد تا از طريق آن به اتاقک زير شيروانى برويد و از آنجا لباس گرم براى خود برداريد . به قطار برگرديد .

    قطار

    کنار در ورودى در حمام است وارد آن شويد تا کيت لباسهاى تازه را بپوشد . در ابتداى قطار اسکار را خواهيد يافت . با او صحبت کنيد . در مغازه بار ديگر با کلنل صحبت کنيد . ” راهى جز رفتن به دير براى معالجه هانس باقى نمانده است ” .

    پايين رفته و از مسير چپ تا دير برويد .

    دير طناب را بکشيد ولى راهب شما را راه نمى دهد . از مسير سمت راست تا کنار رودخانه برويد و با راهبى که درحال شستن لباس است صحبت کنيد . ” زنان اجازه ورود به دير را ندارند “. در ضمن متوجه مى شويد او به دنبال پرنده اى به نام مرولا آلبا است . به مغازه کلنل باز گرديد و سه سوت شکار را از او بگيريد . نزد راهب باز گرديد و سوت نقره اى را به او بدهيد . او به دنبال پرنده مى رود و شما مى توانيد يکى از رداها را برداشته و بپوشيد . به سمت در رفته و طناب را بکشيد . اين بار مى توانيد وارد شويد . از روى اجاق سمت چپ سراى ورودى بسته کبريت را برداريد . وارد محوطه شده تا به کليسا برسيد . براى ورود به کليسا بايد مسير سمت چپ را انتخاب کنيد . در کليسا مى توانيد با کشيش اعظم صحبت کنيد . در نهايت او راضى به معاينه هانس مى شود . کار آگاه نيويورکى هنوز به دنبال شماست . هانس نيز به دير آورده شده ولى کشيش اميدى به بهبود آن ندارد . با کشيش صحبت کنيد . قبل از ادامه مسير بهتر است با اسکار تماس بگيريد .

    وارد ساختمان شده و با هانس صحبت کنيد . او به دنبال برادر آلکس براى معالجه است . از اتاق خارج شده و با راهب صحبت کنيد تا طومارى را به شما دهد .

    روى کليد چشم کليک ؛ نشان ماموت و طومار را از نزديک مشاهده کنيد . * حالا وارد محوطه شده و از کنار سطل برس را برداريد . به کليسا رفته و با کشيش صحبت کنيد . او اجازه خروج هانس را نمى دهد . در راهرو کليسا يکى از نقاشي هاى سمت چپ قابل ديدن است . با برسى که از کنار سطل برداشته بوديد روى آن را تميز کنيد . علامتى را مشاهده مى کنيد . از کليسا خارج شده و وارد کتابخانه شويد . کتابخانه در ساختمان کنار اتاق هانس است . از مسير سمت راست پايين برويد تا به صحن کتابخانه برسيد . وسيله روشن کردن شمع ها را برداريد .

    مطالعه کنید:  دانلود کتاب چرکنویسهای یک دهه شصتی – خاطرات نوستالژیکی

    ترتيب روشن کردن شمع ها مشابه علامت کنار نقاشى داخل کليسا است : شمع بالاى صليب روشن ، دو شمع درطرفين آن خاموش و دو شمع بعدى روشن و سه شمع پايين صليب خاموش . اگر کار را درست انجام دهيد يک دريچه باز مى شود .

    به طبقه بالاى کتابخانه برويد . از دريچه باز شده مى توانيد تمام رومانسبورگ را ببينيد . سپس نشان ماموت را برداشته و روى دريچه قرار دهيد . روى چهار بخش باز شده دريچه ، از پايين و سمت راست کليک کنيد تا نقش ماموت بر روى ديوار روبرويى ، درسمت ديگر ظاهر شود . به مکانى برويد که نقش ماموت روى آن افتاده است . روى چشم نقش ماموت کليک کنيد تا تصوير بزرگ شود . روى دايره وسط تصوير کليک کنيد تا درى باز شود . به مکان مخفى باز شده وارد شويد . کتاب را برداشته و مطالعه کنيد . کتاب ، حاوى يادداشت هاى آلکس توکيانف در رابطه با سايبريا است ( منظوراز مطالعه کتاب ورق زدن تمام صفحات آن است ) . سپس شى عتيقه از يوکولها را هم برداريد . از ساختم آن کتابخانه خارج شويد و مسير سر پايينى درون دير را طى کنيد تا به يک فرغون برسيد . آن را بررسى کرده و از داخلش قيچى باغبانى را برداريد . بازگرديد و وارد گورستان در کنار کتابخانه شويد . راهبى در حال کندن قبر است . نگاهى به شکاف درون ديوار و تابوت روى زمين بيندازيد ” به نظر راهى براى فرار میرسد ! ” در سمت ديگر گورستان ، سنگ قبرى پوشيده از خار و علف مشاهده مى کنيد . باقيچى باغبانى خارها را ببريد .

    خارهاى بريده شده را برداريد .

    به ورودى دير برويد و به اجاق نگاهى دوباره بياندازيد . در کتاب يادداشتهاى توکيانف به روش معالجه اى براساس خارهاى بريده شده اشاره شده است .

    براى درست کردن شمع به صورت زير عمل کنيد :
    ١. دسته سمت چپ را بکشيد .
    ٢. خارها را داخل ظرف روى اجاق بريزيد .
    ٣. ظرف زير شير را باز کنيد .
    ٤. يک فتيله از سمت چپ اجاق داخل ظرف کوچک قرار دهيد ( اين کار بطورخودکار با کليک روى فتيله انجام مى شود ) .
    ٥. ظرف را ببنديد .
    ٦. شير را باز کنيد .
    ٧. بار ديگر ظرف را باز کرده و شمع ساخته شده را برداريد .

    به اتاق هانس بازگرديد . ظرف عتيقه يوکول ها را روى ميز قرار دهيد و شمع را داخل آن قرار دهيد . با کبريت شمع را روشن کنيد . سايه ماموتها ظاهرشده و هانس بطور معجزه آس ايى سلامت خود را پيدا مى کند . با اوصحبت کنيد .

    وارد کليسا و سپس جايگاه مقدس شويد . کليد را از داخل جايگاهش برداريد . با اين کليد قفل کنار در ورودى را باز کنيد و داخل شويد . طناب زنگ را به صدا در آوريد تا تمام راهبان در کليسا جمع شوند . به گورستان باز گرديد . حال ديگر در کنار شکاف ديوار کسى نيست . نگاهى به آن بياندازيد . حال روى تابوت کليک کنيد تا در وضعيت صحيح قرار گيرد .

    نزدهانس برگشته و با او صحبت کنيد .

    محله پايين شهر

    بار ديگر به شهر باز گشته ايد . باهانس صحبت کنيد . او به شما قلب مکانيکى اسب هاى سيرکاس را مى دهد . بار ديگر با او صحبت کنيد . ” قبل از ادامه سفر بايد اسب هاى کافه راه بيافتند” . با کلنل و مالکا صحبت کنيد . وارد کافه شده و با سيرکاس صحبت کنيد . به سراغ اسب ها برويد و روى دريچه جلوى اسب ها کليک کنيد تا باز شود . قلب مکانيکى را درون آن قرار دهيد . با کليک روى قلب ، آن را آنقدر بچرخانيد تا قلب مکانيکى در منتهى اليه سمت راست قرار گيرد . با کليک روى سوراخ ها ، لوله ها را به صورت شکل روبرو وصل کنيد .

    حال با کليک روى قلب اسب ها راه مى افتند . ولى ناگهان … .

    ” قطار بدون شما راه افتاده است ؟؟! “

    با تلفن همراه خود با اسکار تماس بگيريد ” ايوان و ايگور قطار را دزديده اند ؟ .” بار ديگر سعى کنيد تا تماس بگيريد ولى جوابى نمى آيد . اهرم سمت راست ابتداى ريل را بکشيد تا يک وسيله نقليه مکانيکى ظاهر شود . سوار آن شويد . اين وسيله شما را تا انتهاى ايستگاه مى رساند ولى توان ادامه حرکت را ندارد .

    با کلنل و مالکا در اين مورد صحبت کنيد . صحبت با مالکا را تا جايى ادامه دهيد که ايده استفاده از يوکى را به شما بدهد . به نزد سيرکاس رفته و با او در مورد قرض گرفتن يوکى صحبت کنيد .

    يوکى را در حياط ايوان و ايگور خواهيد يافت . قبل از هر کارى روزنامه روى ميز را مشاهده کنيد . ” ايوان و ايگور به طمع عاج ماموت ها به سايبريا رفته اند ” . با کمک آب نباتهاى ماهى يوکى را با خود ببريد . شما به دنبال قطار مى رويد ولى قطار پس از فرو ريختن پل متوقف مى شود .

    قسمت دوم : سرزمين يخ زده شمالى

    بين شما و قطار پلى شکسته قرار دارد . براى شروع از مسير سمت راست برويد . ايوان را خواهيد ديد که مى گويد :

    بارديگر از مسير سمت راست خود حرکت کنيد . به جغد سفيد روى شاخه توجه کنيد . روبروى آن ماهى يخ زده اى را بر روى سنگى مى بينيد . بايد يخ روى ماهى را آب کنيد . مسير را ادامه دهيد تا به کنار رودخانه برسيد . دقت کنيد از دو راهى آخر ، به سمت راست برويد . خانه اى در سمت ديگر رود خواهيد ديد . کنار سنگها مقدارى شاخه خواهيد يافت . آنها را برداريد . شاخه ها را زير ماهى يخ زده قرار دهيد و با کبريت آتشى روشن کنيد . يخ باز خواهد شد و شما مى توانيد ماهى را برداريد . حال ماهى را به يوکى دهيد تا آرام شود . درختى روى رودخانه افتاده است . ازروى آن به سمت ديگر رود برويد .

    مسير را ادامه دهيد . ” کانتين هنوز به دنبال شماست و به رومانسبورگ رسيده است ” .

    بر سردوراهى به سمت چپ برويد .

    پل

    پل شکسته را بازديد کنيد . در سمت راست خود به کلبه اى به شکل صومعه خواهيد رسيد وارد آن شويد .

    کلبه

    از بالاى شومينه عروسک ، تبر و کتاب را برداريد . ازکنار اجاق نيز ظرف نگهدارى ماهى را برداريد . ازدرخارج شويد .” خرس راه را بسته است” ! به سمت در انتهاى اتاق رفته و از آن خارج شويد . پايين برويد . يوکى و خرس قزل آلاى نارنجى را دوست دارند . کتابى که برداشته ايد درباره روش صيد قزل آلاست . آن را مطالعه کنيد . حال وقت گرفتن ماهى براى دور کردن خرس است . چوب ماهى گيرى را برداريد . روى جعبه طعمه ها کليک و اولين طعمه سمت راست رديف بالا را انتخاب کنيد . قزل آلاى نارنجى را مى توانيد با انداختن قلاب ماهيگيرى درناحيه سمت راست رود صيد کنيد . پس از گرفتن آن به کلبه باز گرديد . از پنجره ماهى را براى خرس بياندازيد تا آن را خورده و از جلوى در دور شود . حالا از کلبه خارج شويد و از جاييکه ماهى را براى خرس انداخته بوديد ، استخوان ماهى را برداريد ، سپس به سمت پل شکسته باز گرديد .

    پل

    تبر را روى طناب پل اعمال کنيد تا طنابى با چوب در انتهاى آن بدست آوريد . طناب را به درخت آويزان کنيد تا بتوانيد به سمت ديگر برويد . حرکت کنيد ، ناگهان يوکى به دنبال جغد سفيد مى رود . او را دنبال کنيد تا به صخره برسيد .

    حال وقت بالا رفتن است . براى بالا رفتن بصورت زيرعمل کنيد . ابتدا تبر را روى صخره اعمال کنيد . سپس مى توانيد مراحل را بصورت زير انجام دهيد :

    بالا ، بالا . راست ، راست . بالا ، بالا ، بالا ، بالا . چپ ، چپ ، چپ ، چپ . بالا ، بالا . راست ، راست . بالا ، بالا. راست، راست . بالا ، بالا ، بالا ، بالا .

    به حرکت خود ادامه دهيد . از سمت چپ ايوان و ايگور در حالي که هانس با آنها است ، از جلوى کيت عبور مى کنند . در سمت راست ، قطار را پشت درختان خواهيد ديد . به سمت چپ حرکت کنيد تا رادار را ببينيد .

    برج رادار

    از برج رادار بالا برويد و آن را بچرخانيد . به اتاقک کنار رادار برويد . مى توان تجهيزات آنجا را تنظيم کرد . بازگرديد و به بالا برويد تا به محل سقوط هواپيما برسيد .

    هواپيما

    مسير را به جلو ادامه دهيد تا به خلبان در حالت آويزان شده از درخت برسيد . با او صحبت کنيد . او خوابيده است .

    دقت کنيد : او بوريس است ، همان خلبان کومکولزگراد . بايد او را بيدار کرد . وارد هواپيم اى سقوط کرده شويد . به صورت زير عمل کنيد :

    مطالعه کنید:  راهنمای کامل نکات و ترفندهای بازی Hell Is Us | آموزش شروع حرفه‌ای برای بازیکنان

    ١- ابتدا دستگاه کنترل را با کليد بالايى سمت چپ روشن کنيد .

    2- چراغ سبز خاموش B را روشن نگاه داشته و سوئيچ A-2 سوئيچ شود را ببنديد. 
    ٣- کليد پايين سمت راست را باز کنيد . اين کليد کنار چراغ در رديف وسط وجود دارد . چراغ سبز کنار آن روشن و صفحه نمايش اعداد چشمک زن ظاهرمى شود .
    ٤- حال بايد دو کليد بالايى سمت چپ چراغ سبز به بالا و کليد آخر به پايين باشد تا عدد 03 به نمايش در آيد . 

    ٥- کليد چراغ سبز ه نوز بايد روشن باشد . B ر ا خاموش و A را روشن کنيد .

    حال بار ديگر کليدهاى مربوط به صفحه اعداد را طورى تغييردهيد تا عدد 28 ظاهر شود .
    فرکانس مورد نياز شما 0328 است . با اين فرکانس مى توانيد با گوشى روى گوش بوريس ارتباط برقرارو او را بيدار کنيد .
    به برج رادار باز گرديد و به اتاق کنترل برويد . صفحه نمايش رادار را روشن کنيد . با کمک کليدها ى قرمز فرکانس را روى 0328 تنظيم کنيد . بازدن کليد ميکروفون با بوريس صحبت کنيد . اگر کارها را درست انجام داده باشيد مى توانيد با بوريس ارتباط برقرار کنيد . نزد بوريس باز گرديد و با او صحبت کنيد . بوريس پيشنهاد مى کند با صندلى پرتاب شونده به سمت قطار پرتاب شويد . به کابين هواپيما برويد و از بخش کليدهاى سمت چپ کليد گرد بزرگ را بزنيد . بيرون آمده و باز هم با بوريس صحبت کنيد .

    ” بايد جهت و زاويه مناسب براى پرتاب را بيابيد ” . پس مختصات قطار مورد نياز است تنظيم شود . حال مختصات را مى توانيد ازصفحه داخل اتاق B به سمت رادار باز گرديد و از برج بالا برويد . جهت بايد روى کنترل مشاهده کنيد : 20 افقى و 80 عمودى . به هواپيما باز گرديد . مختصات سمت چپ را 80 و سمت راست را 20 بدهيد و پرتاب شويد .

    به سمت لوکوموتيو برويد تا اسکار را بيابيد . تلفن زنگ مى زند . در حين صحبت با تلفن يوکى را مى بينيد که چيزى روى برف ها پيدا کرده است . جلو برويد و نگاهى به آن بياندازيد . ” اسکار است ! ” با او صحبت کنيد تا اطلاعاتى از اوضاع پيدا کنيد . وارد واگن مسافرى شويد .

    قطار

    از اتاق آخر نقشه قطار و روغن دان را برداريد .” شايد اسکار با کمک آنها بتواند کارى کند “. نزد اسکار برگرديد و روغن دان را به او بدهيد .” اسکار راه مى افتد” . به واگن مسافرى برگرديد .” قطار اشکالى دارد و راه نمى افتد ” . با اسکار تماس بگيريد . براى صحبت بيشتر با اسکار به واگن جلويى لوکوموتيو برويد و با او صحبت کنيد . براى تعمير بخش خراب 3 و 5 ، به واگن مسافرى باز گرديد . حالا با اسکار تماس بگيريد . اسکار بخش روى کف را باز مى کند . روى گيره هاى ١ کليک کنيد تا قطار راه بيافتد .

    قسمت سوم :دهکده یوکول ها

    گويى به پايان راه نزديک شده ايم . ريل به پايان رسيده و شما به دهکده يوکولها وارد شده ايد . به سمت مجسمه ماموت برويد . تلفنى از اسکار خواهيد داشت : ” او در قطار مى ماند” . به ماشين برفى نگاهى بياندازيد . از کيف پشت آن پوشش تورى را برداريد . سپس به مجسمه پرنده نگاهى بياندازيد . صدايى که از دهان آن خارج مى شود را مى توان با قرار دادن پوشش در آن قطع کرد . باز گرديد و در سمت ديگر قطار به سمت راست برويد تا ايگور را ببينيد . صداى خارج شده از دهان مجسمه پرنده او را ترسانده است . با صحبت او را آرام کنيد تا با ماشين برفى برود .

    باز گرديد و از جايى که ماشين برفى قرار داشت کفشهاى کوه نوردى را برداريد . نگاهى به جغد سفيدى بياندازيد که همه جا دنبال شماست . سپس از سر بالايى بالا برويد . حرکت کنيد . ايوان عاج ها راجمع کرده و شما را گير مى اندازد .

    براى رهايى از دست او با اسکار تماس بگيريد . او به هيچ عنوان قطار را ترک نمى کند ولى بوق قطار را به صدا در مى آورد تا حواس ايوان پرت شود . نگاهى به سورتمه بياندازيد و چاقوى داخل آن را برداريد . طناب سورتمه را ببريد . ايوان متوجه مى شود ولى ” ناگهان سقوط و نجات توسط يوکول ها … ” .

    ازپنجره نگاهى به بيرون بياندازيد و از کلبه خارج شويد . رئيس يوکول ها کنار در انتظار شما را مى کشد . با اوصحبت کنيد :

    ازداخل ظرف کنار در يک شاخ گوزن شمالى را برداريد . حال بهتر است نگاهى کلى به کل دهکده بياندازيد و با بخش هاى مختلف آن آشنا شويد . ( البته مى توانيد اين کار را بعدا هم انجام دهيد ) . اگر گشتى زده ايد کنار در باز گرديد و به راست برويد . به دو طبل بزرگ مى رسيد . روى چوب هاى عظيم آن کليک کنيد ولى نمى توانيد عبور کنيد . باز گرديده و در سمت چپ جغد سفيدى را خواهيد ديد . نگاهى به محل نشستن آن بياندازيد . از سمت راست حرکت کنيد . با کمى دقت در سمت راست بعد از پوست ها مى توانيد يک ريسمان چرمى پيدا کنيد . آن را برداريد . حال با نگاهى به وسايل خود میتوانيد يک تيرو کمان ساخته شده از شاخ و ريسمان را بيابيد . حال به سمت طبل ها باز گرديد . مکانيسم طبل ها منطبق بر چرخ آبى است . حال به بالاى پرچم سمت چپ با دقت نگاهى بياندازيد . با تيرو کمان روى قنديل مورد نظر کليک کنيد تا افتاده و چرخ آبى را از کار بياندازد . حال مى توانيد وارد محل زندگى زن جادوگر شويد .

    کلبه زن جادوگر

    هانس را در و ضعيت عجيبى مشاهده خواهيد کرد . با زن جادوگر صحبت کنيد : “هانس در روياهاى خود سير مى کند و براى باز گرداندن او از آن دنيا بايد کيت راهنماى او باشد . اين امر نياز به ميوه هاى عجيب و ناياب از درخت بهارى دارد ” .

    از سمت راست اتاق يک نقاب برداريد . از ميز سمت چپ نيز چرخ دعا را برداريد . کنار در خروجى وسيله آويزان شده را امتحان کنيد و از در خارج شويد . مستقيم حرکت کنيد و از مکانى که تسمه چرمى را پيدا کرده ايد عبور کنيد . به دستگاهى متشکل از چند اهرم مى رسيد . چوپ پنبه را از زمين و کيسه خالى را از روى دستگاه برداريد . کيسه را به انتهاى طناب ، دربالاى دستگاه وصل کنيد . دسته را بچرخانيد تا کيسه به آب برسد . سپس آن را بالا کشيده و برداريد .

    مسير سمت چپ را ادامه دهيد تا به غار برسيد .

    غار

    وارد غار شده و از مسير سمت چپ حرکت کرده تا به مکانى برسيد ، که در آنجا با کمى دقت موشى را روى زمين خواهيد ديد . از نزديک به ديوار نگاه کنيد . به نظر مى رسد ميوه هاى مورد نياز شما پشت يخ ها است . بايد کارى کنيد که موش ميوه را براى شما بياورد !

    براى اين کار به صورت زير عمل کنيد :

    کلبه زن جادوگر

    نزد جادوگر باز گرديد و با او صحبت کنيد .

    روياى هانس

    به انتهاى غار رفته و مجسمه ماموت را برداريد . سپس از غار خارج شويد .
    اگر Syberia I را بازى کرده باشيد (مرگ خانم آنا وارلبرگ ) مسيرها برايتان آشنا خواهد بود .
    مسير را ادامه دهيد تا به دختر بچه اى برسيد . او آنا است و هانس حال در اتاق زير شيروانى زندانى است . مسير را باز هم ادامه دهيد تا به در کارخانه (سمت راست خيابان ) برسيد . وارد کارخانه شويد . از مسير سمت راست به خانه خواهيد رسيد . ابتدا در اتاق مطالعه با پدر هانس صحبت کنيد . از پله ها با لا برويد و در را امتحان کنيد . در قفل است .

    باز گرديد و نگاهى به ساعتى که در کنار پله هاست بياندازيد . نزد آنا باز گرديد و با او صحبت کنيد : “پدر ساعت 7:15 هر روز به کارخانه میرود “. بار ديگر به خانه باز گشته و سراغ ساعت برويد . صفحه بالايى ساعت را از نزديک نگاه کنيد . در بدنه دو آدمک با زنگ و دو کليد در زير آن دو براى تنظيم ساعت قرار دارد . ابتدا بايد با استفاده از کليدهاى تنظيم کنيد دقت کنيد که کليد سمت چپ ٣٪ دقيقه و کليد سمت راست 2:15 دقيقه به / تنظيم ساعت آنرا را روى ٤٥ آن اضافه ميکند ( اگر با اعداد يونانى آشنايى نداريد از صفحه ساعت استفاده کنيد ). سپس بايد پاندول سمت راست را 7:15 دقيقه تنظيم کنيد . و روى زنگ / پايين بکشيد تا ساعت شروع بکار کند . حال بايد طبق شيوه قبل ساعت را روى ١٥ وسط دو آدمک کليک کنيد تا ساعت زنگ بزند . (دقت کنيد در طول کار با ساعت به هيچ وجه با عقربه ها کار نداشته باشيد . پاندول سمت راست نيز بايد پايين باشد . ) حالا ساعت زنگ زده و آقاى وارلبرگ به کارخانه مى رود . به اتاق مطالعه برگشته و کليد اتاق زير شيروانى را از روى ميز برداريد . به طبقه بالا رفته و با کليد در اتاق زير شيروانى را باز کنيد . باهانس صحبت کنيد . او جواب نمى دهد . مجسمه ماموت را به او بدهيد . او از خودش ، اسکار ، ماموت ها و قلب اسکار با شما صحبت مى کند . در پايان روى مجسمه سوسک طلايى روى ميز کليک کنيد تا از رويا خارج شده و باز گرديد . با اسکار تماس بگيريد : ” گويى قطار مورد حمله قرار گرفته است ” . کنار در روى صفحه سمت راست کليک کنيد تا صداى آنا را بشنويد . خارج شويد و به مسير ادامه دهيد تا به چرخ آب برسيد . به سمت چپ بچرخيد و مسير را ادامه بدهيد تا به نردبان استخوانى برسيد . از نردبان بالا برويد . ازپله هاى سمت چپ بالا رفته و راه را از مسير چپ ادامه دهيد تا در بالاترين ارتفاع به چرخ دنده بزرگى برسيد . اهرم سمت راست را بکشيد . سپس از پله ها پايين بياييد ولى به جاى پايين آمدن از نردبان به سمت ديگر برويد تا در دهانه غار به يوکول ها برسيد . اسکار يوکولها را ترسانده . به سمت قطار برويد و کابل را امتحان کنيد .

    مطالعه کنید:  آموزش فعال کردن فیک اکانت روی نینتندو سوییچ با هومبرو Linkalho

    قطار

    وارد لوکوموتيو شده و با اسکار صحبت کنيد . او نقاب مى زند تا يوکول ها نترسند .

    بار ديگر با يوکولها صحبت کنيد تا کابل را به قطار وصل کنند . بار ديگر کابل را امتحان کنيد و اهرم را بکشيد تا طناب سخت شده و اهرم جاى خود قرار گيرد . بار ديگر به سمت چرخ بزرگ برويد . اهرم سمت راست را بکشيد و حرکت قطار را به داخل نگاه کنيد . به قطار رفته و با اسکار صحبت کنيد : ” هانس براى شفا يافتن نيازبه قلب فلزى اسکار دارد”. اسکار آماده مرگ به خاطر سازنده اش است و نزد زن جادوگر مى رود . شما نيز به آنجا برويد .

    روى اسکار کليک کنيد . قلب او 9 و 3 کليک کنيد . قلب را برداريد و شاهد يکى شدن هانس ، 6 ، 12 ، 7، را خواهيد ديد . براى باز شدن قلب روى 3 و اسکار باشيد . با هانس و زن جادوگر صحبت کنيد . حال بايد قطار را براى مرحله پايانى سفرآماده کنيد .

    به قطار بازگرديد و وارد لوکوموتيو شويد . روى کنسول کنترل کليک کنيد تا بزرگ شود . ابتدا کليد وارلبرگ را بين دو درجه بالايى قرار دهيد .

    ساير مراحل به صورت زير است :

    ١- روى اهرم بالايى سمت چپ کليک کنيد .
    ٢- کليد سمت چپ ( کنار چرخ ) را کليک کنيد تا آب تامين شود .
    ٣- روى اهرم بالاى راست کليک کنيد .
    ٤- بار ديگر روى اهرم بالاى سمت چپ کليک کنيد .
    ٥- کليد سمت راست ( کنار چرخ ) را کليک کنيد تا ذغال سنگ تامين شود (حال دو درجه پر را نشان مى دهد ) .
    ٦- چرخ سمت چپ را بچرخانيد تا بخار آماده شود .
    ٧- کليد سمت چپ پايين را کليک کنيد .
    ٨- چرخ بزرگ پايين سمت چپ را بچرخانيد .” يخ ها آب مى شود و قطار آماده حرکت است “.

    پايين آمده و به سمت راست برويد . هانس در حال رفتن به طرف قايق ماموت است .

    از پل عبور کنيد و رئيس قبيله را ملاقات نماييد . بازگرديد و باز هم از پل عبور کنيد . دوباره پايين برويد تا به آغل يوکى ها برسيد . در آغل را باز کنيد تا يوکى خارج شود . حال مى توانيد به کشتى باز گرديد . دروازه باز مى شود و کشتى حرکت مى کند و شما را به جزيره پنگوئن ها مى رساند .

    قسمت چهارم :جزيره پنگوئن ها

    کشتى

    با هانس صحبت کنيد . بايد کشتى به راهش ادامه دهد . براى رفع مشکل خارج شده و از مسير سمت راست برويد .

    کنار يکى از اسکلت ها يک دندان نهنگ خواهيد يافت . آن را برداشته و مسير را تا لنگر گير کرده کشتى ادامه دهيد .

    دوباره بازگرديد تا به دسته پنگوئن ها برسيد . گروه کوچکى از پنگوئن ها هم در سمت راست قرار دارند . از آنجا روى کشتى کليک کنيد و حرکت يخ ها را به سمت آن ببينيد . باز گرديد و از مسير سمت چپ به دو تخم پنگوئن برسيد .

    مجسمه کوچک را داخل لانه ، کنار تخم ها قرار دهيد . مشاهده مى کنيد پنگوئن ها به سمت تخم ها مى آيند . حال به شبه جزيره برگشته ، با دندان نهنگ يخ را ببريد و به کشتى برسيد .

    کشتى

    به سمت چپ و انتهاى اتاق برويد . به طرح هاى روى پوست نگاه کنيد . به جلوى اتاق باز گرديد . اهرم را بکشيد ، کار نمى کند . بشکه را برداريد و بار ديگر اهرم را بکشيد . به تيرچه نگاهى بياندازيد . حال در کوچک سمت راست را باز کرده و وارد اتاق ديگر شويد . با هانس صحبت کنيد . از نردبان وسط اتاق بالا برويد . قلاب سفيد رنگ ايوان را برداريد و نگاهى به لنگر بياندازيد . به پايين برگشته و در اتاق اول از بشکه بالا برويد . قلاب را وصل کرده و روى طناب کليک کنيد تا دور قلاب گره بخورد . پايين برويد و اهرم را بکشيد . بادبان باز شده و ايوان بين پنگوئن ها مى افتد .

    قسمت پنجم :سايبريا

    کشتى

    بالاخره به سايبريا رسيديد . هانس به خشکى مى رود . به اتاقک پايين کشتى برويد . يوکى را درحال خواب مشاهده مى کنيد . از کشتى خارج شده و به سمت راست برويد .

    اسکلت يوکول

    از برج بالا برويد . شخصى آنجا است . روى او کليک کنيد :

    روى گردن او کليک کرده و مدال يوکول ها را برداريد . پايين آمده و به سمت چپ برويد . در سر دو راهى به طرف پايين ( سمت صندوق ها ) برويد . سه صفحه سنگى روى يکى از صندوق ها را برداريد . برگرديد و از مسير بالا به راه خود را ادامه دهيد . به محض ورود به سراى عاج ها روى گل هاى سمت راست کليک و چهارمين صفحه سنگى را به همراه گل سايبريا برداريد . بار ديگر نگاهى به دفترچه برادر آلکس بياندازيد :” اين گلها بسيار مفيد خواهند بود ! ” به سمت چپ رفته و با هانس صحبت کنيد :” اينجا سايبريا است” . اهرم سمت چپ چرخ رابکشيد . چرخ پايين آمده و در آن باز مى شود . ” نياز به يوکى داريم ! .” به کشتى باز گشته و پايين برويد . سعى کنيد يوکى را بيدار کنيد . گل سايبريا را روى او اعمال کنيد تا بيدار شود : “يوکى راه مى افتد ! ” نزد هانس باز گرديد . يوکى دروازه را باز مى کند . به دنبال هانس رفته و با او صحبت کنيد : ” براى آمدن ماموتها بايد فلوت به روش باستانى به صدا در آيد .”

    صفحات سنگى

    از پله ها پايين برويد و روى دستگاه کليک کنيد تا بزرگ شود . ابتدا تکه پنجم از صفحات سنگى را از قسمتى که در بالاى سمت چپ صفحه سنگى قرار دارد برداريد .
    ترتيب چيدن بخش هاى گمشده از صفحه سنگى بزرگ ، مشابه مدالى است که يافته ايد . ( صفحه داخلى مدال را نگاه کنيد ) .
    دسته را بچرخانيد . اگر کار را صحيح انجام داده باشيد . کليدى در وسط صفحه ظاهرمى شود . کليد رابرداريد . به سمت ديگر ، مکانى که هانس نشسته برويد .
    دستگاه را بزرگ کنيد .

    شيپور ماموتها

    کليد را در جاى خودش قرار دهيد تا صفحه باز شود . سپس کليد را بار ديگر برداشته و در سطر آخر و ستون سوم از سمت راست قرار دهيد . چرخ را بچرخانيد .

    حال به صفحه کنارى لوله ها نگاه کنيد به صورت زير آنها را مرتب کنيد :

    سطر بالايى از راست باز ، نيمه باز ، باز
    سطر پايينى از راست باز ، بسته ، نيمه باز
    دسته هاى پايين لوله ها را بچرخانيد تا شاهد پايان ماجرا باشيد !

    پایان…

    اشکان صارمی

    زندگی کوتاه تر از اونه که غصه بخوری

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *