شکست آلمان مقابل پاراگوئه و حذف در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی، بار دیگر بحران چند سال اخیر مانشافت را نمایان کرد. تیم یولیان ناگلزمن که با امید زیادی وارد مسابقات شده بود، برای سومین دوره متوالی نتوانست به جمع ۸ تیم پایانی برسد؛ اتفاقی که نشان میدهد مشکلات فوتبال آلمان عمیقتر از یک شکست ساده است.
آلمان اگرچه تورنمنت را با پیروزی پرگل آغاز کرد، اما در ادامه نشانههای ضعف این تیم آشکار شد. برابر پاراگوئه نیز مالکیت توپ در اختیار ژرمنها بود اما در خلق موقعیتهای جدی و استفاده از فرصتها ناکام ماندند؛ مشکلی که در سالهای اخیر بارها تکرار شده است.
یکی از بحثهای مهم، ادامه حضور مانوئل نویر درون دروازه آلمان بود. نویر هنوز در بازی با پا و خروجها کیفیت بالایی دارد اما دیگر واکنشهای فوقالعاده گذشته را ندارد و در مسابقات بزرگ، همین جزئیات میتواند تفاوت میان صعود و حذف را رقم بزند. با این حال، مشکلات آلمان فقط به دروازهبان این تیم محدود نمیشود.
آلمان نسبت به نسل طلایی ۲۰۱۴، در پست وینگر افت محسوسی داشته است. بازیکنان کناری این تیم بیشتر در حفظ توپ و گردش بازی مؤثر هستند اما توانایی عبور از مدافعان و ایجاد برتری در موقعیتهای یکبهیک را ندارند. همین موضوع باعث شد دفاع فشرده پاراگوئه بهراحتی حملات آلمان را کنترل کند.
کمبود یک مهاجم نوک کلاسیک نیز همچنان یکی از ضعفهای اصلی مانشافت است. پس از دوران میروسلاو کلوزه، آلمان هنوز مهاجمی با قدرت تمامکنندگی بالا پیدا نکرده و مهاجمان فعلی این تیم بیشتر تمایل به بازی خارج از محوطه دارند تا حضور مؤثر در قلب خط دفاعی حریف.
از نظر فنی نیز سبک بازی ناگلزمن با وجود جذابیت تاکتیکی، همیشه کارآمد نبوده است. آلمان مقابل پاراگوئه بارها تا نزدیکی محوطه جریمه پیش رفت اما در تصمیمگیری نهایی دچار سردرگمی شد. همچنین اصرار بر مالکیت توپ و جلو کشیدن خطوط دفاعی، فضاهای زیادی برای ضدحملات حریف ایجاد کرد.
حذف از جام جهانی ادامه ناکامیهای سالهای اخیر فوتبال آلمان محسوب میشود؛ از حذف در مرحله گروهی جامهای جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ گرفته تا ناکامی در یورو. این نتایج نشان میدهد فوتبال آلمان علاوه بر تغییر نسل، نیازمند بازنگری جدی در هویت تاکتیکی و ساختار فنی خود است؛ در غیر این صورت، بازگشت مانشافت به جمع مدعیان اصلی فوتبال جهان دشوار خواهد بود.